X
تبلیغات
ایرانی ام - نامه ای به خواهرم ! .
style="width: 900px; height: 150px">
این وبلاگ در زمينه معلومات عمومی و مذهبی می باشد
سلام به دوستان عزيز

اين قسمت مخصوص سوالات- نظرات - پيشنهادات -يا انتقادات شما مي باشد .در ضمن مطالبي كه شما عنوان مي كنيد به صورت محرمانه محفوظ مي ماند مگر مطالبي كه از نظر ما عمومي باشد در معرض ديد ديگران قرار مي گيرد. ما را امين خود بدانيد.

پس در قسمت نظر خواهي اين پست نظرات خود را در ميان بگذاريد.            با تشكر مديريت وبلاگ ( منادي)


جوابي به سوالات خواهرم( نامه )

سلام

(( حجاب، شكوفه عفاف و امانت خداست))

خواهرم

مي پرسي چرا حجاب؟

  • چرا پوشاندن سر و رفتن به زير چادر و مقنعه و نقاب؟
  • چرا آرايش زنان، موجب هزاران سرزنش و عتاب؟
  • مگر ديدن چهره زن و زيبايي او بد است؟ اگر شما مي گوييد بد است ، پس چشمهايتان را به روي گل و دريا و طبيعت زيبا هم ببنديد و هيچ نبينيد.
  • مي گويي از چادر دلم مي گيرد و سياهي آن روحم را رنجور مي سازد و از فعاليت و پيشرفت بازم مي دارد.
  • مگر كشور هاي متمدن و پيشرفته را نمي بينيدكه زنان بدون هيچ تقيد و وابستگي به حجاب ، دوش به دوش مردان در اجتماع ظاهر مي شوند. زحمت مي كشند و جامعه را به رشد وترقي مي رسانند.
  • و باز مي گويي دل بايد پاك باشدو براي قلب مريض هوسبازان ، حجاب و غير حجاب فرقي ندارد.
  • و....

تو همه اينها را مي گويي و من حرفهايت را مي شنوم اما چون رايحه پاكي و صميمت را از كلامت استشمام مي كنم ، جوابت را ، جواب تمام سوالهايت را مي دهم اگر صبر داشته باشي و همراهم بيايي.

خواهر مسلمانم ، مي داني قبل از هر چيز مي خواهم تو را به خاطرات دوران كودكيت بسپارم تويي كه در خانواده اي مسلمان بدنيا آمدي و در بين مردمي مسلمان بزرگ شدي پوشش اسلامي را ديدي اما در گزينش آن به شك و ترديد افتادي.

من مي خواهم داستان تو را از زمان كودكيت شروع كنم.

يادت هست آنوقت ها كه كوچك بودي و زشتي را هنوز نمي فهميدي تازه طبيعت اطراف را شناخته بودي و پرندگان و پروانه ها را .

عروسكت را در آغوش مي گرفتي و در عالم بچگي برايش مادري مي كردي .

 پاهاي كوچكت خوابگاه عروسكت بود و گوشهايش محل ترنم لالايي ات .

 بياد داري كه آنوقت ها اگر همراه عروسكت ، چادري به سر نكرده بودي ، خود را مادر نمي دانستي. كه چادر نه فقط در عروسك بازي بلكه در خيلي از رفتار هاي كودكانه تو نقش داشت.

اگر بزرگان خانه هم چادري براي تو در نظر نگرفته بودند‌، روسري مادرت و يا حتي تكه پارچه اي را به سر مي كردي و بعد سراغ عروسكت مي رفتي وبرايش قصه خوب بودن مي گفتي و لالايي خوب ماندن را . وقتي كه كمي بزرگتر شده بودي ، رو به مادرت گفتي :  مادر برايم چادر مشكي مي دوزي؟

مي داني چه مي خواهم بگويم ؟ مي خواهم بگوييم تو از كودكي پوشش را دوست داشتي و اين دوست داشتن در فطرت تو ريشه داشت.

 نيرويي ا ز درون، تو را به سوي پوشش مي كشاند و تو با آن آرامش مي گرفتي .آنوقت ها هيچ نمي گفتي دلم از چادر مي گيردو سياهي اش روحم را رنج مي دهد ...  من ديگر از نماز خواندن دلنشين و دوست داشتني ات نمي گويم كه با چادري كوچك و سفيد مثل فرشته هاي پاك معصوم در كنار مادرت و يا هر نمازگزاري به نماز مي ايستادي آن هم چه نمازي؟ سجده را قبل از ركوع و قنوت را در حال نشسته بجا مي آوردي و كمي هم در وسط نماز با عروسكت بازي مي كردي و بعد باز هم نماز مي خواندي.پدر و مادرت چقدر به اين شيرين كاريهايت مي خنديدند و لذت مي بردند.

براي اينكه بيشتر بفهمي كه حجاب ، قبل از آنكه دستور اسلام و حكم خدا باشد، در فطرتت آشيانه كرده است و در ساختار وجوديت ريشه دارد ، از خاطرات كودكيت سري هم به صفحات تاريخ بزن حتما در تاريخ خوانده اي و يا از تاريخ گويان شنيده اي كه قبايل بدوي با اينكه به بسياري از اصول انساني پشت پا مي زدند ، اما حجاب را در شكل ها و صورتهاي گوناگون آن حفظ مي كردند و ارزش آن را به مردان نيز تفهيم كرده بودند.

تو در نقشهايي كه از ايران باستان ، در دل صخره هاي كوه ها و سنگ ها بر جاي مانده است ،  هيچ صورت و نقشي از زن مبتذل و تصوير برهنه او نمي بيني. در زمان هخامنشيان نيز هرچند زنان فقير براي معاش و احتياجات روزمره ، مجبور به آمدن در اجتماع بودند ولي زنان طبقات مرفه با تختي كه روپوش داشت، رفت و آمد ميكردند و هيچ گاه با مردان سخن نمي گفتند كه ظاهر شدن در نزد مردان ومعاشرت و خودنمايي به آنان را حقارت  و ننگي بزرگ مي دانستند.

هنديان قديم نيز گذشته از عامل فطرت ، به جهت تمايل به رياضت و دوري از لذتهاي دنيوي ، حجاب را در زن تثبيت كرده بودند و زنان اين كشش دروني را پاس مي داشتند.

تا اينكه اديان يكي پس از ديگري آمدند و در بين انسانها جا باز كردند و نه به عنوان مبتكر پوشش و حجاب ، بلكه به منزله مؤيد و امضاء كننده آن ، در تبليغ و تصحييح آن كوشيدند .

چه اينكه دين خدا هيچ امر فطري را نمي كوبد بلكه آن را شكوفا ساخته و در راه صحيح هدايت مي نماييد تو حرف هاي من را مي فهمي و من صفا و صداقتت را باور دارم. پس باز برايت مي گويم مي دانم كه اين بيت مشهور را بارها شنيده اي و زياد خوانده اي

اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطا بست---------------------------- ارزنده ترين زينت زن حفظ حجابست

حتما مي پرسي : حجابي كه جمال و زيبايي زن را در هاله اي از سياهي مي پوشاند، چگونه مي تواند زينت باشد ولي خواهرم ، تو اگر حجاب را بشناسي ، مي فهمي كه حجاب ارزش مي آورد. و با ارزش، زينت هم مي آيد كه هيچ ارزنده اي خالي از زينت ظاهري و يا باطني نيست .

 به خودت و به طبيعت اطرافت نگاه كن . تو ارزش بسياري از پديده هاي خداوند را در مقدار پوشش و حجابش مي تواني ارزيابي كني .

ببين همين چشم هايت ! اگر پلكها او را در پوشش و حفاظ خود قرار نداده بودند ، چقدر دوام مي آوردند؟ مگر نه اينكه با كمي گرد و غبار از كار مي افتادندو هيچ نمي ديدند ؟

هيچ فكر كرده اي كه اگر جدار و ديواره سينه ات قلبت را احاطه نكرده بود و در حجاب خود نگرفته بود، چقدر زنده مي ماندي ، مگر نه اينكه با كوچكترين آسيب ، ديگر نمي طپيد.

اگر پوستها ، گوشتهايت و گوشتها ، استخوانها و مفاصلت را در حجاب نمي گرفتند، ديگر مجالي نمي يافتي كه جواب سوال هاي من را بدهي.

تصديق مي كني كه مقدار ارزش هر عضو تو با حجابش سنجيده مي شود و آنكه ارزشمندتر و آسيب پذيرتر است، محجوبتر هم هست اگر بخواهي از طبيعت هم برايت مي گويم.

مي داني كه اگر غنچه گل در پوشش كاسبرگها قرار نمي گرفت ، هيچ وقت شكوفا نمي شد و به گل نمي نشست.

قبول داري كه اگر ميوه ها از پوست و حجاب در مي آمدند، چقدر زود به فساد و نابودي كشيده مي شدند وهم مي پذيري كه اگر مرواريد شفاف و پر قيمت در درون صدف نبود، حوادث گوناگون زير دريا چقدر زود شفافيت آن را مي دزديدند و از قيمت و ارزش مي انداختند.

اگر حرفهايم را فهميده باشي و از مثالهايم دلگير نشده باشي مقصود و منظور مرا هم خوب درك كرده اي . چون من ميخواهم گل وجودت شكوفا شود و قبل از شكوفايي ، بدست رهگذران هوسباز پژمرده نگردد.مي خواهم جسم لطيف و آسيب پذيرت چون مرواريد درون صدف باشد تا بدنبالت آيند و سراغت را بگيرند نه اينكه خودت قبل از طلب بيرون آيي و از ارزش بيفتي.

باور داري كه اجتماع از گرگهاي هوسباز و مارهاي خوش خط و خال خالي نيست .و تو اگر به كانون خانواده اي پا گذاشته اي ، مي خواهم چون قلب سالم و با نشاط در كانون خانواده ات در طپش باشي وتمام اعضاي خانواده را از شور و نشاط خود لبريز كني.

تو اين خواهش هاي صادقانه را با فطرتت سازگار مي بيني و از من مي پذيري!؟ پس باز برايت مي گويم .

شنيدم كه از رشد و توسعه تمدن غرب بوسيله زنان بي حجاب مي گفتي، زناني كه همراه و همدوش مردان، شخصيتي قبول براي خود فراهم كرده اند و روز به روز بيشتر مطرح مي شوند!

اين برداشت تو قصه غم انگيزي از مظلوميت زن دارد كه من نه از زبان خود بلكه از زبان ويل دورنت ، دانشمند و فيسوف بزرگ غرب برايت تعريف مي كنم . او در پشت اين ظاهر و سراب فريبنده ، حقيقتي تلخ را بيان مي كند :

(( انقلاب صنعتي موجب شد سرمايه داران براي آنكه از نيروي زنان در كارخانه ها بهره كشي كنند ، برابري حقوق مرد و زن را مطرح كردند . با تصويب قانون اخلاقي عالي مسيحي توسط كارخانه داران در سال 1882 به اين مضمون كه زنان مي توانند پول خود را براي خود نگه دارند ، زنان انگلستان را كه كارگران ارزانتري بودند ، از خانه ها به كارخانه ها كشاندند و گرفتار جان كندن در مغازه ها و كارخانه ها كردند. ))

و بدين تر تيب زن را كه به تعبير حضرت علي (ع) ، ريحانه و گلي خوشبوست ، به ميدان فعاليت هاي سنگين و مردانه كشاندند.

و تازه تو خوب مي داني كه اين يك روي سكه بود و من از گفتن آن روي سكه شرم دارم . اما باز هم مي گويم؟

 خواهرم ، مي داني مظلوميت مدرن و پيشرفته چيست؟

تو حتما شنيده اي كه مردان  زمان جاهليت و جاهلان زمانه ما چقدر به زنان ظلم مي كردند و مي كنند. او را با كوچكترين بهانه اي به باد كتك گرفته و حيوانيت خود را بروز مي دهند تو شنيده اي كه قبل از ظهور دين اسلام  داشتن فرزند دختر ننگ بود و حتي بيرحمان آن روز دختران پاك و معصوم را با افتخار زنده بگور مي كردند.

در تاريخ از دختري ياد شده است كه پيشاني خاك آلود و عرق كرده پدر خود را در هنگام كندن گور پاك مي كرده است و بعد همين دختر در همان گور به دست پدرش ، زنده زنده جاي گرفت و جان داد.

اين ظلمي بزرگ و آشكار بر زن بود تا آنكه اسلام ظهور كرد و پيامبر (ص) دين رحمت ومحبت را به بشر عرضه كرد . پيامبر گرامي اسلام (ص) بارها بر دست دخترش بوسه زد و آموخت كه از لطافت و عاطفه زن مي توان شميم و رايحه دل انگيز رحمت خدا را بوييد و به خدا رسيد. از سخنان عرشي پيامبر اكرم (ص) اين است :

زنان را جز بزرگواران  بزرگ نمي شمارند وجز اشخاص پست وفرومايه  به آنها توهين نمي كنند. وسائل الشيعه ج 14 ص 12

امروزدر غرب به شكل مدرن به زن ظلم مي كنند و متاسفانه بدون آنكه زن غربي بفهمد ، اين ظلم را  تحمل مي كند . مي داني چگونه ؟

در جهان لجام گسيخته غرب با نام مقدس آزادي ابتدا گوهر حيا و نجابت زن را غارت مي كنند و سپس از او در رسيدن به اهداف پليد و غير انساني خود بهره مي برند.

زن غربي به اعتراف خود غربيها وسيله و كالايي براي اشباع و جوابگويي نياز هاي مردان است و اين جوابگويي ممكن است در قالب تبليغ و فروش اجناس مانده و بي ارزش سرمايه داران باشد در كتاب ((نگاه پاك زن و ...))اعترافات زيادي از غربيان در اين باره وارد شده كه تو اين دو نمونه را مي بيني :

دكتر (ا – و ) استاد دانشگاه در امريكا مي گويد: ((اساساً زن در امريكا ، ارزش انساني و عاطفي نداردو او را فقط به عنوان موجودي كه مي تواند مرد را ارضاء كند و او را به تمتعي برساند مي شناسند و اگر از عهده اين وظيفه برنيايد، به سرعت در جامعه مطرود مي شود. از اين روست كه زن براي ايفا اين نقش ، با قدرت تمام به عواملي از قبيل لباس، آرايش به نمايش و خودنمايي پرداخته تا بتواند توجه مردان را به سوي خود جلب كند.))

و نيز خانم (م ، ي ) از آلمان غربي مي گويد : ((در اينجا هيچ كالايي تبليغ نمي شود مگر آنكه زني معرف آن كالا باشد. حال ، خواه آن كالا غذاي سگ باشد يا ماده تميز كننده توالت ، خواه اتومبيل باشد يا حتي لباسهاي مردانه))

و تو اي خواهر مسلمان از همين جا مي تواني بفهمي كه ارزش زنان غربي تا چه حد و تا چه هنگام است.

زن غربي تا زماني محبوب است كه هر روز با ظاهر و آرايش جديد به اجتماع آيد و تاحدي مطلوب است كه بتواند بازيچه واقع شودو عشوه گري و طنازي به خرج دهد . ومسلم آنكه پس از رفتن زيبايي از ارزش مي افتد و ... تو صدق گفتارمرا در شلوغي خانه هاي سالمندان اجتماع بي عاطفه مي تواني باور كني.

حضرت امام خميني (ره) فرياد گر بزرگ اسلام ناب محمدي ، تحقق و اعمال ظلم مدرن و ظلم جاهليت نسبت به زنان را چنين بيان مي فر مايند: (( زن در دو مرحله مظلوم بوده است . يكي درجاهليت كه مثل حيوان بلكه پايين تر از آن مظلوم بوده و اسلام زن را لجنزار بيرون كشيد و ديگري در زمان ما به اسم اينكه مي خواهند زن را آزاد كنند ، به زنها ظلم كرده و وي را از آن مقام شرافت معنويت و عزتي كه داشت ، پايين كشيدند)).

مطلوبيت و محبوبيت كه زن غربي با كشف حجاب و به قيمت دفن كردن محبت مادري درسينه خويش بدست مي آورد و با تكثير نسلي نامشروع آن را پرورش مي دهد ، حتي در ديدگاه مردان غربي ضد ازش است. ويل دورنت مي گويد)): خود داري از انبساط و امساك در بذل و بخشش مهمترين سلاح براي جذب مردان است.... مرد جوان بدنبال چشمان پر حياست و بي آنكه بداند حس مي كند كه اين خودداري ظريفانه از يك لطف و رقت عالي خبر مي دهد.))

فكر كنم تا اينجا قبول كرده باشي كه حجاب قبل از آنكه يك حق الهي و حكم شرعي باشد . ارزشي است كه از انسانيت شخص سرچشمه مي گيرد و براي اينكه ارزش و قداست انساني زن مصون بماند بايد روح عفاف يعني حجاب را برگزيند .

خواهرم مبادا از گفته هاي من چنين برداشت كني كه هر گونه شركت زن در اجتماع ممنوع است و بايد زنان در كنج خانه زنداني شوند. نه! دين من و تو يعني اسلام با اين طرز تلقي موافق نيست . او مي گويد: تو پاكي و نجابت خود را با حجابت حفظ كن و اگر خواستي مي تواني در بيرون از خانه و در صحنه اجتماع ، نيازهاي روزمره خود را بر طرف سازي. شهيد مطهري در اين رابطه مضموما مي فرمايند: اسلام با اختلاط مخالف است نه با شركت زن در مجامع ولو با حفظ حريم . اسلام مي گويد نه حبس و نه اختلاط بلكه حريم سنت جاري مسلمين از زمان رسول خدا همين بوده است كه زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نمي شده اند ولي همواره اصل حريم رعايت شده است.

رسول خدا (ص) به برخي از زنان اجازه مي داد كه در جنگ ها براي كمك به سربازان و مجروحين شركت كنند.

قضاياي زيادي در تاريخ اسلام در اين زمينه هست . پيامبر گرامي اسلام (ص) از زنان بيعت گرفت ولي با آنها مصافحه نكرد. دستور دادند ظرف آبي آورند دست خود را در آن فرو بردند و دستور دادند زنان دست خويش را در آب فرو برند...تا بحال آنچه گفتم ، از ديدگاه و زاويه فطرت و مقام انسانيت بود كه همه انسان هاي با دين و بي دين و بلكه ضد دين آن را مي پذيرند و باور مي كنند هر چند در مقام عمل باورهاي خود را در بسياري از موارد پياده نمي كنند.

همه ما مسلمانيم و هر مسلماني در زندگي خود از آيات قرآن دستور مي گيرد و با بكار بستن آن هدايت مي گردد. نمي دانم تو تا به حال در آيات حجاب دقت كرده اي. آياتي كه صريح و روشن از حجاب و ارزش آن گفته اند و عمل به آنها اساس دين ما را شكل مي دهد و هيچ مسلماني به عنوان يك شخص مسلمان از دستورات آنها نمي تواند سر پيچي كند. خواهرم به من بگو ! مي شود كسي بگويد من مسلمانم ولي آيه قرآن را نمي پذيرم.

آيت ا.. جوادي آملي در كتاب ((زن در آئينه جمال و جلال)) مي فرمايند: حجاب تنها مربوط به زن نيست تا بگويد من از حق خودم صرفنظر كردم حجاب زن حقي است الهي. حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد . نه مال شوهر و ويژه برادر و فرزندانش مي باشد. همه اينها اگر رضايت بدههند ، قرآن راضي نخواهد بود. چون حرمت زن و حيثيت زن بعنوان حق الله مطرح است و خداي سبحان، زن را با سرمايه عاطفه آفريدكه معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد.))  تو با خواندن اين آيات مي فهمي كه قرآن راضي به برداشتن حجاب تو نيست و در مي يابي كه خداوند چقدر حجاب تو را مورد عنايت خود قرار داده است.

·         و زنان (اطراف) روسري هاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه هايشان پوشانده شود) – سوره نور آيه 31

·         و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است ( وجه و كفين) آشكار ننمايد. – سوره نور آيه 31

·    اي پيامبر ! به همسران و دختران خود و به زنان مومنان بگو روسري هاي بلند خود را بر خويش افكنند. اين كار بدان جهت است كه ( به پاكي ) شناخته مي شوند و مورد آزار نمي گيرند. سوره احزاب آيه 28

·         و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را ( از نگاه هوس آلود ) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند. س نور آيه 31

·    و زنان صالح زناني هستند كه متواضعند و حفظ حقوق شوهرانشان را در مقابل حقوقي كه خداوند براي آنان قرار داده حفظ مي كنند. سوره نساء آيه 34

·         و زنان در هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان آشكار شود . سوره نور آيه 31

·    اي فرزندان آدم ! ما لباسي كه پوشش شما باشد و جامه هاي زيبا و نرم ، براي شما فرستاديم و بر شما باد به لباس تقوا كه تقوا نيكوترين جامه شما ست . سوره  اعراف آيه 26

اين آيات كه برايت گفتم . همه آيات حجاب نيست و تو خوب ميداني كه روايات ائمه معصومين (ع) بمثابه شارحين قرآن كريم ، در اين باب فراوان است.اسلام با تمام عنايتي كه به امر حجاب دارد و جلوه گري زن را در اجتماع حرام و گناه بزرگ مي داند ( تا آنجا كه منكر اصل حجاب را محكوم به كفر مي داند مگر اينكه به فتواي حضرت امام (ره) معلوم باشد كه منكر خدا يا رسول (ص) نيست ) . اما در يك مورد خودآرايي و آرايش زن را مطلوب قلمداد كرده است. و آن زماني است كه زن چشمه احساسات پاك باشد و عواطف الهي خود را در كانون زندگي جاري كند و بنياد خانواده خود را استحكام بخشد اما تو در جامعه ما مي بيني كه برخي زنان به عكس رفتار مي كنند. خواهر مسلمان ، آيا تو از اين حقيقت تلخ ، متاسف نيستي كه بعضي از زنان ، با حالتي خارج از حريم عفت و پاكي در اجتماع ظاهر مي شوندو گذشته از آن كه اعتماد و امنيت را در خانواده خويش از بين مي برند .كانون زندگي مردان ديگر را هم در معرض تباهي قرار مي دهند زيرا تو خوب مي داني كه جلوه آرايي و خود نمايي چنين زناني، تعلق قلبي مردان اجتماع را نسبت به همسرانشان ضعيف مي گرداند و بلكه روح فعاليت و شور و نشاط را در جامعه از بين مي برد.

خواهرم  فكر مي كنم ديگر اين تئوري را رد كني كه دل بايد پاك باشد و براي قلب مريض حجاب و غير حجاب فرق نمي كند. چه اينكه نداشتن حجاب ، ابتدا قلب را مريض مي كند و بعد جامعه را به تباهي مي كشاند . فكر مي كنم فهميده باشي كه ديدن چهره باز و زيبايي زن گذشته از آنكه با فطرت و ديدن اسلام سازگار نيست ، بلكه براي خانواده  اجتماع فاجعه بار است كه رهگذران هوسباز ، زود گل عفاف را پژمرده مي كنند و به روي زمين مي ريزند. فكر مي كنم معناي سر به زير انداختن جواني مومن را در هنگام مواجهه با خود فهميده باشي كه او با برگرداندن نگاهش از تو،

 مي گوييد : خواهرم از خدا بترس و محيط اجتماع  و كانون خانواده و حريم قلب مرا آلوده نساز!

حال اگر اجازهدهي من از تو خواهر مسلمان چند سوالي  بپرسم .

  1. آبا نمي خواهي فرياد فطرت و انسانيت و آئينت را لبيك گويي و حجاب را نيز بر تمام خوبيهاي ديگر بيفزايي؟
  2. آيا نمي خواهي بذر عفاف و نجابت خود را با حجاب اسلاميت شكوفا سازي؟
  3. آيا نمي خواهي با حفظ امانت عفاف در ظاهر حجاب امين خدا باشي؟

تو را به خدا مي سپارم       

  

منبع :               www.iranvairaniam.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط منادي  |